پذيرش سايت > از زندگی > تبدیل چادر به مانتو یعنی ...؟!

15 دسامبر 2008

تبدیل چادر به مانتو یعنی ...؟!

اخیراً یکی از دانشگاهیان که سمت اجرایی داشتند نقل میکردند که مادری برای اعتراض به دانشکده مراجعه کرده بوده و شکایت ازاین داشته که دخترش با ورود به دانشکده "فاحشه" شده است. دلیل آن را هم این ذکر کرده که از وقتی دانشجو شده دیگر چادر سر نمی کند.

همین موضوع را مقدمه ی بحثی در باره ی تغییرات پوشش و تمایل به مد در جوانان و تلقی های ممکن از وضعیت ظاهری افراد و ارزشگذاری های متنوع و متکثر قرار دادم که با موضوع تحقیق گروهی از دانشجویان که برای جلسه ی امروز تدارک دیده شده بود هماهنگی داشت. موضوع شان بررسی مدگرایی و پدیده ی فشن بود. بچه ها بنا به مشاهدات و تجربیات شان دانشجویان را به چند سنخ عمده تقسیم کردند و برای هر یک مصادیق و نشانه هایی ذکرمی کردند. برخی از این سنخ ها آشناست. مثلاً سنخ "بچه مذهبی ها" (که با ریش، شلوار پارچه ای که پیراهن روی شلوار قرار میگیرد، و موهایی که فرق وسط ندارد، و مشخص می شوند)، "بچه روشنفکر ها"(که منظور بیشتر بچه های طیف چپ هستند که با سیگار، شلوار جین، کاپشن امریکایی، و موهای ژولیده متمایز میشوند) و یا بچه های مدل فشن که با لباسهای رنگارنگ، لباس های مارک دار با مارک های مشهور غربی ، موهایی که در قسمت جلوی سر بلند و سیخ سیخ است و ژل زده شده و گاه ابروهای نازک شده و ... مشخص می شوند). این ها البته بیشتر به پسران مربوط می شد. ظاهراً تنوع بیشتر در مورد پوشش پسران مشاهده می شود تا دختران لااقل در سطح دانشکده. به نظر شما چه انواع دیگری را می شود نام برد و با چه ویژگی هایی؟!


نظرات


پامج

گفتم اینقدر می مونم به انتظار که بنگاری و ما نیز بمانیم در پاسخ به زندگی! به حمدلله ما جزء هیچکدام از این سه دسته نیستیم. مانده ایم که تکلیف خودمان را ندانسته ره به کدام خرابات خواهیم برد؟ به این مادر عزیز بگویید اگر تربیت توی مـــادر صحیح بود. . . . یک تکه طلاء را می مانست که اگر در چاه نیز، نه تنها عیارش کم نمیشد بلکه روز به روز بر قیمت آن نیز اضافه میگشت.



پامج

<—اصلاحیه—> گفتم اینقدر می مونم به انتظار که بنگاری و ما نیز بمانیم در پاسخ به زندگی! به حمدلله ما جزء هیچکدام از این سه دسته نیستیم. مانده ایم که تکلیف خودمان را ندانسته ره به کدام خرابات خواهیم برد؟ به این مادر عزیز میفرمودید اگر تربیت توی در نقش مـــادر صحیح بود. . . . یک تکه طلاء را می مانست که اگر در چاه نیز می افتاد، نه تنها عیارش کم نمیشد بلکه روز به روز بر قیمت آن نیز اضافه میگشت. برو خدا را شکر کن در دانشگاه چادر از سرش افتاد، بگرد ببین کجاها فراتر از چادر از حجابش تهی میگردد؟



میترا

در مورد انواع دیگر پوشش نظر خاصی ندارم. اما در مورد مانتو و چادر: خود من سال سوم دانشگاه چادر را کنار گذاشتم و آنهم بعد از دو سال کشمکش با پدرم که به هیچ وجه قبول نمی کرد (و هنوز هم قبول نکرده!). البته به دانشگاه رفتن ربطش نمی داد چون در دانشگاهی که درس می خواندم چادر اجباری بود و دلیل پدرم چادری بودن خانواده و فامیلم بود. جالب است که بعد از کشف حجاب بنده (که البته حجاب جدیدم ظاهر ناجوری نداشت)90 درصد زنان و دختران فامیل چادر از سر برداشتند و بیشترشان با آخرین مدل ها در انظار ظاهر می شوند و چون بزرگترها مرا پیشگام این حرکت شنیع! می دانند در نظرشان منفور شده ام!



خودمو هر کسی که خودشو تو دلم جا کنه

سلام بر استاد عزیز من جز هیچکدوم نیستم ! اما هویت ترکیبی بیشتر ار همه اینهاست ! هم شلوار جین میپوشم هم پارچه ای(اخیرا" بیشتر)یه روز ژل میزنم یه روز نمی زنم ! البته بیشترین طیف بچه هایی هستن که به قول نیچه دست اندر کاران علم هستن ! یعنی یه تیپ ساده.لی بپوشن یا پارچه فرقی هم نداره معمولا کاری به کار کسی ندارن ریش هم نمی ذارن دست اندر کاران علمند دیگه !!! این اصلی ترین طیف جا مونده.



ابوذر آذذران

استاد! ما کچل ها رو یه جایی از این تقسیم بندیتون راه بدین!



پامج

کچلها فارغ از دسته بندی خانم دکتر صرفا برای زنان وسوسه انگیزند و بس. ارادتمندت و قلم شیوایت.



بهار

واسه پوشش خانوما یه سر تشریف بیارین دانشگاه ما الزهرا. دانشگاه مون پسر نداره همه دخترن راحت میشه پوشش های مختلفو دید



سارا

منخودم جزو اون دسته اي هستم كه فقط راه از خونه تا دانشگاه رو بلده و تنها خلاف زندگيم در اين مسير رفتن به كتاب خونه دانشكده هست و بس. يه عداه از بچه ها هستن كه شايد ظارهر مشخصي نداشته باشن اما همش دنبال كاراي سياسي و حزبي و بيانيه و تحصن و اين جور كارا هستن و من ميشناسم كسي رو از اينها كه موارد اخلاقي زيادي ازش از طرف دخترهاي داشنگاه شكايت شده. در مورد خانوم ها يه شكايت عمده بنده اينه كه خيلي صحبت ميكنن تو كتاب خونه البته رفته رفته آقايون هم دارن گوي سبقت رو ميرباين از دست اونا يا اينكه وقتي ميري نمازخونه گوش تا گوش ميبيني كه خوابيدن و البت هخودم هم اين كارو ميكنم بعضي اوقات كه خوابم بياد اما آدم رو كلافه ميكنه.



سارا

شايد بشه اين دسته از بچه ها رو از نظر رفتاري جدا كرد : اونايي كه با فاصله 5 دقيقه به 5 دقيقه از كلاس بيرون ميرن و ميان تو. جوري كه با باز و بسته شدن مداوم در توسط اونا و دوستاشون همه كلاس متوجه اونا ميشه. هر بار كه موبايلشون زنگ ميخوره بيرون ميرن و خودشونو موظف ميدونن كه به تماس هاي سر كلاسي جواب بدن و حتي من شنيدم كه سايلنت هم نكرده موبايلش رو. چه ميدونم. ا زما كه گذشت خدا كنه كه بهتر بشه. البته چشمم آب نميخوره استاد.



بهار

دیدم در جا نظراتو تایید میکنید گفتم سلامی خدمتتون عرض کرده باشم خسته نباشید این وقت شب!



سعید

توصیه من این که اول کتاب حجاب شهید مطهری خونده بشه.مسایل حل نشده در این زمینه در کشور زیاده. بخصوص تناقض هایی که در رفتارها و پوشش ها می بینیم



مهتا

این تقسیم بندی فشن در باره دخترا هم دیده میشه. مثلا تو دانشگاه ما دخترا با چنان آرایش هایی میان که نگو و نپرس و موهای رنگ و ورانگ و رنگ آرایش های غیر معمول البته بیشترش تو دستشویی انجام میشه آن هم با چه مهارتی !
- دخترها مذهبی ها که اغلب چادری هستند و چادر اسلامی !!!! رواج داره
- بعضیا هم مث ما مانتو ساده و بدون آرایش و البته مشهور به کارشناسی ارشد یا دکتری :))



زينب

سلام. .. .



حمیدی

هر کسی از جایی وارد این بحث می‌شود و در این ایرادی نیست شما هم بحثی در مورد پوشش را انتخاب کرده‌اید ولی برای من جالب است که در شما حساسیتی نسبت به اتفاقی که افتاده نمی‌بینم تعبیر فاحشه درباره کسی که خطایی مرتکب نشده است و تصور برخوردی که با آن دختر و دخترهای دیگر در برخی خانواده‌های سنتی و مذهبی می‌شود کافی است که رنگی از این تلخی را در نوشته شما مشاهده کنیم. نمی‌توان از رنج سخن گفت و از کنار آن تنها به عنوان مقوله‌ای برای پژوهش یاد کرد شاید من اشتباه بکنم ولی احساس می‌کنم شما به یک محقق مطلق بدل شده‌اید همه چیز در نگاه شما موضوعی برای پژوهش اجتماعی است. نمی‌گویم که به کمک آن دختر و امثال او بشتابید

منظور من این است که انعکاسی از رنج درونی را در نوشته شما نمی‌بینم همانطور که رنگ رخساره از سر درون خبر می‌دهد لحن نوشته نیز از سر درون خبر می‌دهد و شاید مانند کسی که در پزشکی قانونی کار می‌کند و دیدن اجساد و جراحات، احساسی در او بر نمی‌انگیزد و یا پزشکی که تشریح می‌کند و هیچ احساسی نسبت به بدنی که تشریح می‌کند ندارد، تشریح آسیب‌های اجتماعی و مشاهده آسیب‌دیدگان کم‌کم به یک کار حرفه‌ای بدل می‌شود. نمی‌دانم شما در پست قبلی مطلبی را از دغدغه‌های کس دیگری در بحث خشونت و تروریسم آوردید از حوادث بمبئی، مادرید و یازده سپتامبر. از نوشته ایشان هم طعم تلخی و رنجی که از آنچه بر سر بشریت می‌رود حس می‌شود آن متن مختصری که از ایشان آوردید نه توصیفی است و نه تحلیلی، بلکه نوعی گریه مکتوب است البته همیشه نباید گریان بود اما گاهی گریه هم لازم است



بهاره

من و حقوق بشر! تنها چیزی که ارزشمنده اینه که هر کس خودش باشه، از ابراز خودش احساس رضایت کنه و قضاوت نشه. گوناگونی از اصول اولیه ی انسان بودنه. جدای از اینها به هر حال نام گذاری کار خلاقانه ایه. من کشته ی تیپ هنرمندی ام: موهای بلندِ وحشی، چشم های خیره، لباس های پاره و بی سلیقه، خمیدگی و بی خیالی! تیپی هم که دوست ندارم تیپ مهندسیه: بیخودی مرتب، کیف سامسونت، پیراهن ساده یا چهارخونه آستین بلند، مخصوصا عینک!



آرام

ای بابا! انقدر سخت نگیرید. پوشش انسان ها نمیتونه نوع شخصییت واقعی آدم ها رو نشون بده! یکی دوست داره فشن باشه یکی دوست داره هپلی باشه, یکی ساده و ... بهتره هر کسی همونجوری باشه که خودش لذت میبره. آدم های زیادی رو میشناسم که تو همه کارهاشون بهترین هستند و اتفاقا تیپ فشن هستن. این تیپ حتی نوعی احساس رضایت هم در اونها ایجاد میکنه! کاش انقدر کار به کار تیپ همدیگه نداشتیم! در ضمن همه بچه ها چند سالی در گیر این مد ها هستند و بعدش خودشون کم کم ازش فاصله میگیرن! و رواج مدهای متنوع رو هم فکر نمی کنم صرفاً به این دوره تعلق داشته باشه!



sudn

دلم نمی خواد تندروی کنم اما من در دانشگاهی درس خواندم که دخترها از پسران جدا بودند.حجاب دختران در دانشگاه من (قم ) باعث افتخارم بود.



علیرضا | وضعیت پست مدرن

والا با این تقسیم بندی ها من بیشتر شبیه بچه روشنفکرهام. اما روشنفکر نیستم.روشنفکر تعریف داره والا! چیزی به نظرم نمی رسد. ملت همینهایی هستند که گفتید.



محمد

دسته‌بندی خیلی ناقصیه. حالا جدا از اینکه بااین دسته‌بندی‌ها بر اساس پوشش مخالفم، باید این دسته‌بندی‌ها رو اضافه کرد به نظر من: دانشجویانی که نه روشنفکرند و نه مذهبی و از قشر متوسط جامعه، که به نظر من در اکثریت هم هستند،‌این گروه ممکنه لباس ساده بپوشه یا لباسی بپوشه که برازنده و امروزی باشه ولی نه ‌مارک دار. پوشش بچه مذهبی‌ها هم به سه دسته طبقه‌بندی می‌شه براساس وضعیت مالی، ضعیف،‌ متوسط، چاق و مارک‌دار! یه دسته دیگر هم هستند که هم روشنکفرن و هم لباس مارک دار می‌پوشن و اسمشون محمده!



آقای هرزنامه

چادر؟ مانتو؟ دامن؟ بلوز؟ چارقد؟ ....؟ موی پریشون؟ گیسوی افشون؟ زلف کج؟...؟ جین؟ پارچه ای؟ پیله دار؟ ...؟ اسپرت؟ چپی؟ جوادی؟ ...؟

راستی کدومیک از ما، در ممالک فرنگ دیده خانوم یا آقایی در عبور آقا یا خانومی به عقب برگردد و تا پستی و برآمدگی اندام عابر (خصوصا خانومها) رو ارزیابی نکرده، راهش رو دنبال نکند؟

میدونید، وقتی این موضوع رو در کوچه و بازار مطرح ببینم، نیشخندی میزنم که (عوامان را، گپی است اندر میان) اما وقتی میشنوم همین موضوع به کلاسهای دانشگاه کشیده میشه، میگم (اوه!)

وقتی در جزیره لخ ت ی ها، حکم پوشش، برهنگی است، در مملکت ما! حکم، مخفی گشتن در حد جلو پاتو ببینی، و در فرنگستان آزادی پوشش در حداقل ستر عورتین، به میزان حساسیت آدمای اون دیار نسبت به این مقوله ارتباط داره.

پس یه پیشنهاد! بیایین ببینیم آیا براستی آدمای ما تحریک پذیرترن؟ اگه نیستن (که البته نیستن) آیا کسانی مایلن تا بچه های ما همه هوش و حواسشون ، فکر و ذکرشون، بشه ( دیده شدن و دیدزدن) ؟ اون مقامی که از بمب س. ک . س . ی صحبت کرده بود، خیلی هم بیراه نگفته (استثنا)

اما این بمب مستقیما در جمجمه جوونای ماست بنظرم موضوع (بحث در مورد انواع پوشش) برازنده این وبلاگ وزین نیست چون تعرض به آزادی آدماست.

من که میگم در فرهنگ شرقی ما، آلترناتیوهای بسیار جذاب تری هم وجود داره که برای جوونا آگراندیسمانشون کنیم پرداختن به بررسی این قبیل موضوعات که مثلا چرا ابرو خنجری یا تاتو یا اوه! دیدی چجوری موهاشو مش کرده بود یا واه واه بلا به دور! پسر مگه زیرابرو برمیداره، حسرت و تشنگی رو برای اهالی محترم جامعه (از عیالوار تا بی عیال) دامن میزنه. بیاییم ببینیم موضوعات آلترناتیو چی ها هستن. بد میگم؟!...



گوریل فهیم

خانم احمدنیا توی پسرها یک عده هم کاملن معمولی لباس می‌پوشند. بدون اینکه بشه گذاشتشون توی یه دسته ی خاصی.



Mr. Spam

And I would like to leave a comment on Mr. Hamidi’s Comment Dear Sir-Ma’am! Please let the owner to continue this way (just making a challenge between the visitors) I think thats the best way to making the people thinking and using their brain Our problem = We are used to reading and hearing someone’s idea. that would be easy to us to feel free of thinking Ms. Owner: good job



جیران

ده سال قبل من مهندسی میخواندم.سال چهارم توی خوابگاه داشتم غذا درست میکردم .یکی از بچه هایی که باهاش سلا م و علیک داشتم هم همانجا داشت ظرف میشست.بهم گفت: چی میخوانی؟ متالوژی اهان..من همه این سال ها فکر کردم هنری هستی. نتیجه:یک قیافه ای هست به اسم هنری.یا بعضی وقت ها بهم میگویند عجیب و غریب.اینکه یک کم متفاوت باشی.روی مد نباشی اما لیقه خودت را داشته باشی..کیف گلیمی.تسبیح.کلاه.... این ها مثلا ادم را بچه هنری میکند.حالا این که یک خط هم نمی توانی بکشی مهم نیست!!! در مورد اقایان هم یک جور هنری هست که موهایشان بلند است و شلوار های نخی و بلوز های سفید دارند و از قضا همیشه هم یک ساز روی کولشان است. البته شوخی نمی کنم ها.گفتم واقعا اگر دارید یک امار گیری میکنید،چیز هایی که توی دوره ما رواج داشت هم جالب است و اینکه تعریف ها چطور عوض میشوند.



هومن

jaye shoma khaliye ya jaye man?



مرسده

سلام، به خاطر همین بی عفتی ها است که دختری اغلب در دانشکده ایستاده و می گه اینو بپوشین اینو نپوشین... فقط برای هدایت ما از راه خارج شدکان...



مصطفی

من با اساس این دسته بندی ها مخالفم و فکر می کنم به هیچ وجه چنین دسته بندی های سطحی که بر مبنای ظاهر افراد صورت می گیرد نمی تواند درست باشد. از شما اساتید هم بیشتر توقع می رود به ما جوانان یاد بدهید که بر مبنای ظاهر افراد آنها را طبقه بندی نکنیم و در مورد آنها قضاوتی نکنیم.



ساحل

سلام! چه موضوع جالبی!کاش موقع بحث منم تو کلاستون می بودم:)دیگران در تقسیم بندی شخص بنده خیلی گیج شده ند! یه آدم هنری دوشخصیتی که همیشه ساده ست اما یه روزهایی وحشتناک فشن می شه؟!یه بچه روشنفکری که همه رو از سیگار منع می کنه؟!یکی که فقط به خاطر تذکرهای آمیخته به توهین دیگران از پوشیدن رنگ های تند صرف نظر کرده؟! خیلی ها مثل من در نوع پوشاک دوشخصیتی هستند و مردم در موردشون اشتباه می کنند. در مدرسه حتی معلم های ما قرتی بودند و فقط از بچه های فشن کلاس خوششون می اومد(!) نتیجه این که چندان به من (که فشن بودن در محیط آموزشی رو دوست نداشتم)علاقه ای نداشتند.در دانشگاه هنر هم به خاطر سیگار نکشیدن و عدم داشتن ظاهر خاص؛ مورد توجه نیستم و روشنفکر محسوب نمیشم هرچند خود رو جدا از عوام تصور می کنم(!) موفق باشید;)



مصطفی

خانم استاد عزیز ، بنده تیپ ساده می پوشم شبیه همان بچه مذهبی ها اما به صراحت عرض میکنم گرایش متفاوتی دارم و کاملا ضد مذهب هستم حال بنده در کدام قسم از تقسیم بندی ها قرار دارم ؟ البته ریا کار نیستم ، بلکه به پوشش و ظاهر ساده اهمیت میدم من به کشوری رفته بودم که چند ایرانی هتل دار آنجا بودن با همه ایرانی ها خوب رفتار میکرد اما وقتی من ازش تقاضا کردم که مشکل اتاقم رو برطرف کنه با چنان خشم و عتابی جوابم داد که میخواستم همان موقع از هتل خارج بشم بعدا متوجه شدم که ظاهر و تیپ ساده ام که به حزب اللهی ها شبیه بود باعث شد این رفتار ناشایست رو با من داشته باشه

فکر میکنم باید قالب بندی های ترکیبی هم به این دسته ها اضافه بشه اما همانطور که از سخنان شما برداشت میکنم عرف های رایج باعث میشه حتی یک مادر در مورد تغییر لباس دخترش اینگونه قضاوت کنه و یا یک هتل دار در مورد من



فرشید

ای کاش مد شد که جامعه ما به سخن مولانا عمل می کرد که گفت: ما برون را ننگریم و قال را، ما درون را بنگریم و حال را

جای افسوس است که غربی ها خیلی بهتر از ما به آن عمل می کنند. در غرب نه به اون کسی که با پیژامه میاد بیرون نگاه می کنند نه به اون کسی که به آخرین مد روز بپوشد



مهتاب

چادر بهترین حجابه ....لباس حضرت فاطمه بوده....مدتهاست می خوان این لباس ارزشمند رو حذف کنند....یا امام عصر کمکمان کن رو سفید باشیم.



مینا

سلام من ترم 3 دانشگاهم چادر میپوشم ولی به اجبار خانواده اصلا اعتقاد مذهبی ندارم همیشه مرتب و به روز هستم البته زیر چادر با همه طیف هم میگردم از سوسولها گرفته تا اونهایی که پوشیه میزنن چون اعتقاد دارم هر کسی یک انظری داره و طبق اون عمل میکنه من جزو کدومها هستم



سارا

من سال اول چادر می پوشیدم اما ترم 3 استاد منو وتنها فقط منو توکلاس با نمره 9.75 انداخت حتی حاضر نبود با من در این مورد صحبت کنه فقط وفقط به خاطر چادرم .بنظر من دانشگاههااز ریشه مشکل دارند.



میثم

سلام چادری که خانوم ها می پوشند حجاب کامل اسلامی هست. فرهنگ و سنت ماست.با اینکه یه پسر مذهبی نیستم ولی چادر برای دخترا بهتر و قشنگ تره.



الهام

سلام من دانشجو نیستم ولی یه دختر دبیرستانی هستم خیلی اتفاقی با این وبلاگ آشنا شدم با بعضی از نظر ها موافقم خودم الان دارم یه تحقیق می نویسم درباره ی مد گرایی من با آدمای زیادی مصاحبه کردم و با تفکرات زیادی اشنا شدم خیلی دوست دازرم نظراتمو واستون بنویسم اما فعلا وقت ندارم فعلا بای



پریسا

سلام من از اون دسته دخترام که ارایشه ساده ای دارم جین میپوشم مانتوهای متوسط میپوشم اما در کل تیپم زننده نیست از اون دسته دخترام که به ظاهر توجه دارم و در عین حال سرم به کار خودم گرمه و سرسختیو غرور دخترانم شهره ی همس من دانشجو نیستم و پیشدانشگاهی هستم



zahra

با سلام ...من قبلا بی حجاب بودم ولی به لطف خدا و همسرم الان باحجابم..البته هنوز چادر نمی پوشم ولی خیلی دوست دارم..یه کمی میترسم ...امسدوارم حضرت زهرا کمکم کنه.راستش من از چادر متنفر بودم ولی از خدا خواستم اگه واقعا چادر برام بهتره مهرشو به دلم بنشونه و هر چی میگذره بیشتر عاشقش می شم







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر