پذيرش سايت > از زندگی > پنج سالگی "از زندگی" :)
کامنت شادی عزیز برای پست قبلی ام متوجه ام کرد که ظاهراً پنج سالی شده است که این وبلاگ در جمع وبلاگ ها پدیدار شده است. راستش بارها به فکر این افتاده ام که تعطیلش کنم اما باز وسوسه ی نوشتن به سراغم آمده است و با خودم گفته ام بالاخره روزی از نوشتن باز خواهم ایستاد، همانطور که از نفس کشیدن، چه بهتر که خودم انتخابگر برای ننوشتن یا نفس نکشیدن نباشم تا آنجا که تصورم بر این است که نوشتنم یا نفس کشیدنم برای کسی سودمندی ای به بار می آورد. ممکن است بگویید خود مدارانه یا خودستایانه این را نوشته ام. اشکال ندارد. شما شاید از همه ی آنچه من خبر دارم خبر نداشته باشید. من برای کاری که می کنم دلیل دارم دلایلی روشن. همین برایم کافی است. شادی برایم اینظور نوشته است که اینجا می آورم. وجود شادی و شادی ها به "زندگی" ارزش می بخشند. خوشحالم و سپاسگزارم که شادی های زندگانیم در عین این که کم نظیرند فراوانند و ارزشمند!
شادی: وای یعنی یک سال گذشت از اون کامنتی که من برای تولد وبلاگتون گذاشته بودم و شما باهاش یه پست نوشتین؟ این دوازده ماه چنان در مورد دوست داشتن شما شبیه هم بودند که به سختی می تونم باور کنم یه سال شده! خدا می دونه توی این یه سال چقدر براتون نوشتم اما باز هم می نویسم که خیلی خودتون و وبلاگتون رو دوستتون دارم. حالا دیگه خیلی تکراری شده اما من بازم می نویسم که وبلاگ شما یه پناهه برای من، جایی که پیکسل به پیکسلش رو دوست دارم، جایی که می دونم رد دستهای کسی روشه که بودنش در این دنیا به من امید زندگی می ده. می بینین که علیرغم همه خطر ها و محدودیت ها و مشغله ها تون ! اینجا هنوز می درخشه؟ می بینین که این همه بهتون با کامنت و غیره ، مودبانه و بی ادبانه امر و نهی کردند که چرا از فلان چیز نمی نویسی و فلان چیز چیه می نویسی و با این حال شما پنج ساله دارین می نویسین؟ اصلا دلم نمی خواد ازتون بپرسم که ایا به این فکر افتادین که دیگه ننویسین؟ چون اگه بگین آره... راستی من هیچ وقت سر در نخواهم اورد که شما چطوری با اسم واقعیتون اینقدر باز و راحت «از زندگی»تون نوشتین که خونده بشه. هیچ وقت. تولدت مبارک زندگی من!
نظرات
|
:*. فقط همین. |
|
وه چه زود میگذرد! (: پنج سالگی مبارک! |
|
در نگاه تراژیک ؛ کسی که مثل شما می نویسد، حکایت همون شمعی را داره که می سوزه و آب می شه و خواننده ای که می خواند ، پروانه ای است که دور این نور می چرخد و آتش می گیرد. در نگاه دیگر ، نوشتار شما امتداد خط انسانی زیستن و ایمان به انسانیت است.و من شما را بخاطر از خویش بدرشدنتان دوست می دارم و با نوشته هایتان برای زندگی ام معنا می یابم و خیلی چیزهای دیگر که بماند... اما شادی عزیز خواننده-نویسنده ایست که مثل من ورژانس ندارد.پایدار، معقول و حساب شده می نویسد و بازهم می نویسد.او برایتان و شاید برایمان دوستی است که می شود رویش حساب کرد.و این مهم است در این روزگار غدار بی حساب و کتاب! |
|
سلام.. تبریک میگم.امیدوارم شما هزار ساله باشید و این وبلاگ هم همیشه به روز . شاد باشید |
|
احساس من هم مثل شادي هست ولي از روزهاي اول تولد وبلاگتون بودم.. 5 سال كه يا شما بودم خيلي چيزا ياد گرفتم.. خيلي زياد.. خوب وقتي اين همه شاگرد دارين چطور دلتون مياد تعطيل كنيد؟ اميدوارم كه حالا حالا ها قلمتون پر از انرزي نابي كه هر روز جاري مي كنيد توشه باشه و بنويسيد.. شما از وبلاگستان بريد ديگه فايده نداره كه ما هم باشيم.. خوشحالم كه شما هستيد خانم دكتر مهربان وبلاگستان |
|
منم با شادي موافقم.اينجا پيكسل به پيكسلش دوست داشتنيه.چه روزايي كه چند بار سر زدم تا ببينم پست جديد گذاشتيد يا نه. خيلي كم پيش مياد استادايي باشن كه يه فضاي دوست داشتني رو مثل اينجا ايجاد كنن. اميدوارم ادامه داشته باشه اين نوشتنها و دوستي ها و صميميت ها... ( يه دسته گل استوايي!!) |
|
زندگی، قصیده بلند ، آرزوهایی است، به رنگ آسمان. زندگی، تر جیع بند باران است، در لهجه ترانه های ، زیتون. زندگی، تصویر نیلوفرهای، عاشق است، در قاب چشمان، مسافران عاشق، که از دیدن باران، جغرافیای خوشبختی را، در شبنم دستهایشان ، جستجو میکنند. زندگی، ردّ پای، خورشید است، که از میان ، پاییز زخمی، پدیدار می شود. زندگی، طعم چند، شاخه نبات، و بوی شکوفه های، نارنج است. (رها) |
|
دانش در جوهر خود مایهء غرور و نخوت را دارد.و کسی که با خواندن و دانستن در این ورطه می غلطد دیگران از او فراری هستند . اما در "اززندگی" آنچه من می بینم لطف و تواضع است و به کلام قران"خشیت" است که خاص دانشمندان است. |
|
تولدت مبارک زندگی ماا :) |
|
سلام پنج سالگی وبلاگتون مبارک .همیشه پایدار و مانا باشید |
|
تولدت مبارك اي همه شور و زندگي و گاه اندوه |
|
فكر مي كنيد چقدر دور هم مي مانيم؟ چقدر فرصت داريم؟ واين فرصت ها رابه چه قيمتي بايد از دست بدهيم؟ تا به حال فكر كرده ايد چقدر در اين دنيا تاثير داشته ايد؟ موفق باشيد |
|
وای چه کامنتهای قشنگی! دل من که پر از شور و شوق می شه با خوندن این کامنتها! شعری که مرتضی نوشت که دیگه عالی و بجا بود! جناب حسین بسیار ممنونم از لطفتون. و بسیار هم خوشحال اگر توانسته ام در شما این احساس را ایجاد کنم که معقول و حساب شده می نویسم! چون هر کس نداند خودم می دانم که در نوشتن دوست داشتنهایم اصلا اینطور نیستم (: آره، شما رد پای خورشیدین که از میان پاییز زخمی پدیدار می شین. این بهترین توصیف برای پنج سالگی وبلاگ شما بود. تشکر از مرتضی! |
|
5 سالکی مبارک باشه. من از روزهای اول وبلاگ نویسیتون، نوشته هاتون رو می خونم. راستش من هم همون روزها شروع به نوشتن کردم ولی 2-3 ماه بیشتر دوام نیاوردم! به شما به خاطر پشتکارتون هم تبریک می گم. |
|
با عرض تبریک خجسته تولد وبلاگتون، مطمئنم در این 5 سال گذشته جای زیادی برای * سهیلا ها * در این * زندگی * بوده است. سهم بی پناهانی نظیر * سهیلا * در این زندگی بیش از کسانی است که سهمشان را با چنگ و دندان و ریا و ... بدست میاورند. به یاد تولد کودک * سهیلا * که کسی برایش جشن تولدی نگرفت، یک شمع اضافه بر کیک جشنتان بگذارید. |
|
سلام خیلی خیلی مبارک باشه 5 سال یه عمره:) اگه بچه بود باید الان به فکر مدرسه اش می بودید اما چون وبلاگه خودش از روز اول زندگی اش به همه ما درس زندگی داد.ممنون به خاطر بودن و آفریدن این آموزگار زندگی همیشه شاد باشید |
|
با اينكه خيلي وقت نيست كه با وبلاگتون دوست شدم اما خيلي دوسش دارم و به خاطر 5سال زندگي و اميد دادن و به ياد آوردن شيرينيهاي زندگي تبريك ميگم بهش وبه شما... |
|
كاش مي شد يه جشن تولد كوچيك بگيريد و همه خواننده هاي وبلاگتون دعوت كنيد تا با دوباره شما و دوستاي وبلاگي تونو ببينيم و سر ذوق بياييم . البته اگه خواننده ها بيان ديگه كوچيك نيست . تولد وبلاگتون مبارك |
|
هر سالروزی را شادباشی شاید بویژه که سالروز پیدایی "از زندگی باشد". نه خسته نشو و از زندهگی روزمرهات برایمان بگو. مرگ طبیعی خوب است و نعمعتی ولی خودکشی مذموم است و کفران نعمت. |
|
تولد مبارک پایدار باشین |
|
سلام... این آغازها در این زمانه صعب تمام سرمایه ماست بزرگ و پر قداست.... این سالگردها بهانه است :بهانه ای که یادمان باشد جسارت شروع را ... این آغاز ها تمام شجاعت ماست وسوسه ای پاک برای گفتن اینکه ما هنوز هستیم و دلمان میخواهد در این زمانه شبانه ها بر پوست خسته دردهزار خط رنگی گستاخ بکشیم و زندگی را امید بدهیم...آغاز یعنی جسارت چیدن سیب در عصر ترس...من آغاز ها را باور دارم... |
|
سلام دوست عزیز انجمنوبلاگنویسانایران که چندی بیش نیست که تاسیس شده است شما را دعوت میکند که در این انجمن حضور به عمل آورید تا که وبلاگرهای ایرانی نیز برای گردهماییهای خود مکانی را داشته باشند. ممنون(www.weblogers.mihanbb.com) |
|
تولد پنج سالگی وبلاگتون مبارک....تازه الان یادم افتاد که اگه برادرها، پرنده خارزار رو هم حذف نکرده بودند، الان باید وبلاگم همین سن رو می داشت :(:(:( در هر صورت خوشحالم از این که همچنان می نویسید چون همیشه اینجا رو می خونم و دوست دارم |
|
5 سالگي مبارك |
|
سلام تولد پنج سالکی ویلاگتون استاد مبارکه |
|
تـــولــــد پــــنـــج سالـــگي مــبارك از قرار معلوم؛ بيشتر از تبريك تولدت به شما چسبيده و خستگي در كرديد؟ |
|
دوست عزیز سلام.من وبلاگی در رابطه با جامعه مطالعات خانواده آسیب شناسی اجتماعی روانشناسی مشاوره و ... تاسیس کردم.خوشحال میشم به من سر بزنید و با هم در ارتباط باشیم آدرس من: www.bolkameh.persianblog.ir |
|
سلام. وبلاگها هم به ما آدميان ميمانند. گر چه ما آنها به وجود آوردهايم، نگهداري مي كنيم و مينويسيم، اما گويي مانند فرزندانمان هويتي مستقل دارند. نخست كودكاند، بعد بزرگتر ميشوند، به بلوغ و جواني مي رسند و البته ممكن است به پيري هم بينجامند. وبلاگ شما در پنج سالگي جوان است و پويا. آرزو دارم هميشه توان و انگيزهي نوشتن را حفظ كنيد. |
|
استادامروز در دانشکده ساعت 12 ما کنار هم ایستادیم سبز سبز..فریاد کشیدیم تحصیل بی دغدغه حق مسلم ماست..دانشجوی تعلیقی نمی خوایم.. دانشجو میرزمد،استبداد میلرزد..زنده باد دانشکده علوم اجتماعی علامه...زنده باد اتوبان همت ـ غرب...ما هنوز ایستاده ایم سبز سبز..یاران دبستانی من چه تنها اما چه آزاده اند |
|
آخــــه،5سالگی وبلاگتون مبارک .ایشالله 120 سالگیش،اگه زنده بودیم): |
|
سلام خانوم دکتر!... همچنان دوستتون دارم... مثل همیشه. :) |
|
تولد مبارک...الهی حالا حالا بنویسین و مارو گرم کنین... یه چیزی بگم ؟ اولا خوشحالم که شما هستین ! و اینجا می نویسین !بعد هم اینکه اگه بدونم دیگه نمی نویسین ناراحت میشم هوارتا ! سوما هم اینکه یه خاطره از وبتون دارم ! اون اوایل من میومدم اینجا از بس بی دقتم به وبتون میگفتم وب احمدینا ! یعنی همه اش فکر میکردم این احمدینا کیه ؟اصلا چرا اسم آدرس وبتون اینه !!!بعدا فهمدیم اسم وبتون احمدنیا است نه احمدینا !هر وقت میام اینجا ته دلم میگم وبلاگ احمدینا و میخندم ! یعنی پنج ساله می نویسین ؟ من دوساله که میام اینجا...و خوشحالم از بودنتون خانوم مهربون ...خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمتون یه روز !و یه چیزی ته دلم میگه یه روزی خیلی اتفاقی میبینمتون ! |
|
پیر شه الهی این وبلاگتون. منم از مطالعه وبلاگتون همیشه لذت بردم. |
|
یعنی چرا شما نیستین؟ سیزده آبان؟ |
|
ما هم تبریک می گوییم !! |
|
سلام بر شما من هم با نوشته های شما یک جورایی انرژی می گیرم . یک بار دیگه هم براتون نوشتم که وبلاگ مهربانی دارید . مهربانی را نه آغاز است و نه پایان شما هم لطفا پایان نداشته باشید . " نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت " یا حق |
|
سلام استاد، شما می نویسید پس هستید! راستشو بخوای ما دانشجویان اسبق شماکه چند سالیه از تهران به دوریم اگه بخوایم از شما خبر داشته باشیم و از نوشته هاتون استفاده کنیم فقط از طریق این وبلاگ ممکنه. و اگه هم هر از چندگاهی گذرمان به تهران بیفته یا تو ترافیک گیر می کنیم! و یا اینکه شما کلاس هستین. بنابراین بهتره که برای داشتن ارتباط مجازی به نوشتن ادامه بدین. باید بگم که وبلاگتون خیلی جذاب است و نوشته هاتون ساده و خواندنی! استاد دو هفته پیش دانشکده اومده بودم، می خواستم شما را ببینم که شما کلاس بودین. |
|
یعنی شما دنیا رو دادین به من با این اومدن دوباره تون. اصلا به روی خودتون نیارین که چهل و هشت ساعت بود هیچ خبری ازتون نبودا. فکر هم نکنین که دل ما خر شد توی این دو روز و تونستیم گولش بزنیم :) |
|
تا شقایق هست..."از زندگی" را باید خواند:) |
|
مبارکه! با کلی تاخیر البته! ایشالا تولد 120 سالگیش!با صاحبش البته! :) |
|
سلام . ...حالا که نشد مستقیم و حضوری در مکان دانشگاهی تبریک بگم همین جا این کار رو می کنم . قلمتان همیشه روان باد . |
|
مبارک باشه ، ان شاا... پنجاه سالگی... |
لينکهای روزانه[آرشیو]
پوتشکا
.
عمق برخی دوستی های با آب و تاب!
.
فتراق
.
شادی
.
35 درجه!
.
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
جستجو