پذيرش سايت > از زندگی > خسته اما پیوسته!
آمدم تا از مشغله های اخیرم بنویسم. از این که در این اواخر یکسالگی تشکیل گروه تخصصی جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران را به همراه دوستان خوب و فعال عضو گروه جشن گرفتیم. نشست های سخنرانی مان در چارچوب فعالیت های همان گروه در انجمن به یاری همان دوستان خوب با استقبال خوبی روبرو بوده است، و برنامه های مفصلی را همچنان در روزها و ماههای آینده در حوزه ی تخصصی مان تدارک دیده ایم. در برگزاری همایش ملی سلامت شهری در شورای سیاستگزاری و کمیته ی علمی بخش فرهنگی اجتماعی به یاری همکاران ارجمندی مشارکت دارم، در سمیناری در باب بررسی کدهای اخلاقی در ارتباط با موضوع اچ آی وی/ایدز مشارکت داشته ام، سفرهایم به شهرستانها یا آن ور آب به انجام رسیده و می رسد، کلاسهای متعددم در مقاطع مختلف در دانشگاههای مختلف در طول این ترم در جریان است، گزارش تحقیق مفصلی در باب وضعیت سلامت شهروندان تهرانی به یاری همکاران صمیمی ام در دست تهیه است، پایان نامه های دوستان جوان در اینجا و آنجا با همفکری من به پیش می رود، جلسات داوری پایان نامه ها و مراحل داوری مقالات علمی پژوهشی مجلات مختلف به انجام می رسد، وبلاگ به روز می شود، مهمانانی از راه دور و نزدیک را عرض ارادت می کنیم، و دوستی ها را تداوم می بخشیم. خواستم بگویم هستیم خدمت تان حتی اگر خسته، اگر با تاخیر اما پیوسته!
نظرات
|
خدا قوت . آخيش چقدر به ما انرژي مثبت ميدين با اين پستا :) |
|
جانمان بالا آمد تا به ته نوشته تان رسیدیم از "هول و ولا".زبانم لال مثل وصیت ،پارهء دَم ِ رفتن می مانَد این نوشته! یک نفس می گفتید : "حُقّهء مهر بدان مُهر و نشانست که بود" پس خداوند ، خواجهء شیراز را برای چه موقعی خلق کرده خانم دکتر اگر حالا بدرد نخورد پس کی بخورد؟چرا اینهمه استرس وارد می کنید به این قلب ضعیف ما؟احتمالآ چون جزو انجمن ضد اضطراب ، ستاد حوادث غیرمترقبه وانجمن مبارزه با بیماری های قلب و عروق نیستید! از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح/بوی زلف تو همان مونس جانست که بود |
|
رهرو آن نيست كه گه تند و گه آهسته رود رهرو آن است كه آهسته و پيوسته و هي خسته رود!! اين دفعه رو ديگه واقعا خسته نباشيد مي گم! |
|
ادم از همین روحیه ی بی نظیر شماست که روحیه میگیره :) |
|
یارب دل بازش ده صد عمر درازش ده فخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما را |
|
سلام استاد خسته نباشین خدا قوت!!! دیدم توی لیست کامنتاتون یکی گفته بود ایکاش من هم از شاگرداتون بودم ، تو دلم به یارو پز دادم که بله........!!!!! من از شاگرداشم! راستی استاد اینم وبلاگ منه ، قشنگ نیست ، مطالبش هم مثل شما همش از دستنوشته های خودم نیست، ولی سعی می کنم از خودم هم اگه وقت کردم بنویسم موفق و سرزنده باشین استاد!!! |
|
سلام استاد. خسته نباشي ولي من فكر ميكنم شما با اين حجم فعاليت خستگي را خسته وما تنبلان را شرممنده كردهايد. درود بر شما مانا باشيد |
|
قربون بودنتون!!! :) به همان "پیوستگی" اش دل خوشیم :) |
|
خدا قوت استادجان! |
|
سلام یه مشکلی دارم میخواهم کمی مشورت کنم... در حال حاضر در یک مرکز آموزشی مشغول به کارم شغلم دقیقاً مرتبط با رشته تحصیلیم هست. مسیرم تا سرکار طولانی ولی بدون ترافیکه. همکاران خیلی خوبی دارم. در رابطه با کار خودم مسئول اصلی هستم یعنی کارمند کسی نیستم و مستقیماً با رئیس مرکز در ارتباطم. اینجا تقریباً همه از کارم راضی هستند. ظاهراً شرایط کاری خیلی خوبی دارم پایه حقوقم هم ظاهراً خوبه و طبق مدرکم که لیسانسه برام حکم خورده ولی یک مشکل بزرگ اینجا هست و اون عدم پرداخت به موقع حقوقه که یک ماه و دو ماه هم نیست بلکه یک دفعه 6-7 ماه حقوق نمیدن و خوب بعد این مدت بی پولی هر چقدر هم که پول زیادی به دست بیاد خیلی زود صرف هزینه هایی می شود که برای روزهای گذشته بوده و دوباره بی پولی...به ما اعلام شده تا پایان سال آینده وضعیت همین طور ادامه داره و بعد اون رو هم که کسی نمیدونه،نمی دونم با این شرایط به کارم ادامه بدم یا اینکه کا رو رها کنم و به دنبال ادامه تحصیل و ادامه ورزشم به صورت حرفه ای باشم.من متاهل هستم و البته از لحاظ مالی وضعیت خوبی داریم و با مشکل مواجه نیستیم اما می ترسم بعد ترک کار من شرایط سخت بشه سردرگم هستم با این شرایط کاری و اوضاع بد بازار کار واقعاً نمیدونم چکار کنم. لطفاً من رو راهنمایی کنید. از پر حرفیم معذرت می خواهم. با تشکر. |
|
آقا این پست مشت محکمی بود به دهان ابرقدرتهایی که فکر می کنند می تونن جلوی پای شما سنگ بندازند و راه تلاشهای شما رو سد کنند. تازه من فکر کنم یه چیزایی جا مونده! مثل همون ترجمه کتابی که قبلا بهش اشاره کرده بودین. توی اون گاو دکفته بازار! (به قول رشتی ها) تسلیم نشدن و اینطوری کار کردن کار هر کسی نیست. خوشبحالتون که با این همه فشار زندگی اینقدر فعالین. دیگه چه کنیم ما هم مجبوریم دلمون رو به همین ها خوش کنیم و دوری شما از اینترنت رو تحمل کنیم دیگه. چاره چیه! محکم و لبخند به لب ادامه بدین، داریمتون :) |
|
سلام. خسته نباشید. امیدوارم همیشه پرانرژی باشید |
|
سلام مي خواستم بگم شما كه اين همه كار مي كنين يه سرم به ما بزنيد قول همكاري داديد ولي خبري نشد؟؟؟ |
|
همیشه پایدار وتوانمند باشید |
|
استاد تا به روز نكرديد خواستم بگم ماشالا انرژيتون خيلي بالاس.ما كه توي اين سن و سال هنوز كه هنوزه يه وقتايي دست به دامن نوشابه هاي انرژي زاي "رد بور" مي شويم!! |
|
سلام.... برای آشنایی با یک زندگی موفق و عاشقانه به وبلاگ ما سر بزنید...منتظرم... موفق باشید.... تبادل لینک... عشق پیشوند زندگی و پسوند مرگ است. سر آغاز آفرینش و تعریف هر نفس. |
|
همین که هستی،خسته!گاهی با تاخیر حتی اما پیوسته،عالیست!دلمان خوش و خیالمان راحت است به بودنت و انرژی های مثبتی که انتقال می دهی و دریافتش می کنیم حتی اگر بی نهایت دوریم. موفقیتت روز افزون باد. |
|
سلام خدمت همگی دوستان! در این ساعت یک و بیست و هفت دقیقه ی صبح سه شنبه 26 آبان ماه فقط لذت خواندن این کامنت های دلنشین بوده که منو بعد از یک روز کار سنگین با چهار کلاس درس متفاوت سرپا نگاهداشته است. فقط خواستم بگم دم مسیحایی شماست که امثال ما را زنده نگه می دارد. سپاس! |
|
"یکی در همین حوالی"عزیز سلام تو با دو نوع دو راهی موجه هستی. دو راهی اول عبارتست از پذیرفتن تأخیر دریافت دستمزد یا نپذیرفتن آن. دو راهی دوم عبارست از ادامهء همین شغل یا کوچ کردن به شغل جدید.که ظاهرآ دیرکرد دستمزد آن را در ذهن تو فعال نگاه می دارد. شغل کنونی ات در استادندار "معمولی ها" فقط یک ایراد دارد و آن پرداخت دیرهنگام دستمزد است.و شغل بعدی ات چند ابهام دارد اما یک رؤیای درخشان که در "ذهن" توست.و به عبارتی دادن نقد به نسیه است. ببین تو برای چه چیزی داری زندگی می کنی!و پیشینه و بنیهء اقتصادی و اجتماعی و خانواده و فرهنگی و حتی ژنتیکی و ساختار روانشناختی ات با چه چیزی وفق دارد. شغل دومی که ازآن نام بردی به نظر می رسد یک آرمانی است که مدام ذهن تو را اشغال می کند و احتمالآ به زندگی ات معنا می دهد. اما بازهم فقط یک رؤیا است.شغل کنونی تو را در ساختار یک زندگی نرمال و معمولی قرار می دهدو از تو مثل میلیونها میلیون ایرانی مراقبت می کند. پس آیا اهل ریسکهای بزرگ هستی؟قماری که ممکن است همه چیزت را به پای آن ببازی؟آیا توانایی مواجهه با یک باخت بزرگ را داری؟چرا که هر ریسکی با هر درجه از احتمال موفقیت بازهم احتمال شکست دارد!وانگهی که تو متأهل هستی و باید نظر شریک زندگی ات هم با تو موافق باشد.و در صورت پیروزی در این ریسک آیا شخصیت انسانی ات حفظ خواهد شد؟ایا می توانی پیروزی ات را مدیریت کنی؟مغرور و سرمست نشوی و خانواده ات، دوستانت، همسرت را به چشم تحقیر آمیز نگاه نکنی! اگر به این پرسشها پاسخ داده باشی خودبخود از نقطهء کنونی عزیمت کرده ای و به آنچه می خواسته ای رسیده ای! قربانت |
|
سلام.از وجود انسانهایی مثل شما در کشور عزیزمون ایران به خودم میبالم رشته ای که کار میکنید برام خیلی جالبه یه جورایی به رشته تحصیلی منم مربوط میشه دوست دارم مقالاتتون را بخونم. سلامت باشید |
|
واقعا خسته نباشيد ( البته منبع انرژي هسته اي هستي). خدا قوت |
|
سلام، حسین عزیز از راهنماییتون واقعاً سپاسگزارم. دقیقاً تردید در جواب سوالاتی که بیان کردید قدمهای من رو برای ادامه راه سست کرده.نمیدانم مسیر کنونی را ادامه بدهم یا راه جدیدی رو انتخاب کنم. به هر حال به دعای خیر شما محتاجم. |
|
" یکی در همین حوالی" عزیز نمی دانم از قول چه کسی خوانده ام که گفته: در کارهای کوچک به عقلت رجوع کن و در کارهای بزرگ به دلت! این تردیدی که تو داری تردید برای دیگرگونی در زندگی و سرنوشتت است. تا زمانی که بر آنها غلبه نکرده ای دست به تغییر نزن و اگر مصممی که تغییر را در خودت ایجاد کنی پس باید با مقدمات و کارهای کوچک اغاز کنی و خودت را بیازمایی تا ببینی چگونه از پس مشکلات آینده بر می آیی!و همه چیز را حساب کنی تا به قول معروف بی گدار به آب نزده باشی و بدانی که با محرومیتهایی مواجه خواهی شد و آنها را باید تحمل نمایی! به گمانم تو می خواهی قهرمان ورزشی بشوی. این را بدان که کسی نمی تواند به یک قهرمان کمک کند چون او هر چقدر که جلوتر می رود تنها تر می شود و از انسانهای معمولی مثل من فاصله می گیرد و خودش یاد می گیرد که چگونه باید از پس مشکلاتش برآید. ضمنآ من دعای چندانی بلد نیستم و مهمتر از آن مستجاب الدعوه هم نیستم . اما اگر بازهم می خواهی در این باره نظر بدهم در خدمتت هستم. |
|
سلام دوباره.. 1- حسین عزیز شما کافیست بگویید موفق باشی این خودش یک دعا ست. 2- من دوران قهرمانی رو سپری کردم و لذت رسیدن به سکوی اول و دوم و سوم را هم چشیده ام که شیرینتر از عسل است.و از آن دوران فاصله گرفتم چون می خواستم به زندگی عادی برگردم و با آدمهای معمولی ارتباط داشته باشم. هدف امروز من مربیگری است. 3- از آشنایی دورادور شما خوشحال شدم و از راهنماییهاتون استفاده کردم. بازهم از شما متشکرم. موفق باشید. |
|
موفق باشید! |
لينکهای روزانه[آرشیو]
پوتشکا
.
عمق برخی دوستی های با آب و تاب!
.
فتراق
.
شادی
.
35 درجه!
.
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
جستجو