پذيرش سايت > از زندگی > از انگشت درگذرید جان عمه تان!
به نظرم شما هم شنیده باشید که فردی به ماه اشاره می کند ولی مشکل از آنجا آغاز می شود که مخاطبان اش، به جای این که مسیر اشاره ی او را دریابند و به هدف از اشاره توجه کنند نگاه شان متوجه ی انگشتی که اشاره کرده است می شود و در همان انگشت باقی می مانند :)
نظرات
|
خانم دکتر انگشت هم مهمه دیگه ! بخصوص وقتی انگشت سرکار عالی باشه. |
|
شنيده ايم اما ما همچنان به انگشت مي نگريم!
|
|
نه . چه جالب . نشنیده بودم واقعاً؟؟؟ |
|
آخه کلا انگشت چیز خوبیه و کاربردهای فراوانی داره. مثلا گزیدنش به ندامت. |
|
شماو ساير دوستان را دعوت مي كنم به مطالعه مطلبي با عنوان: -بازندهياكبر- |
|
خدائیش ایول خانم دکتر درود به این همه فراست و رندی (از نوع حافظ اش) هیچی نمیگم که مصداق هرکسی از ظن خود شد یار من نباشه لذت بخش ترین اوقات سپری میکنیم.ودراینده جشن خواهیم گرفت. |
|
D: |
|
خانم دکتر ظاهرآ وقتی شما عصبانی می شید(یا اینجوری به نظر میاد)بقیه تازه سرکیف میان و ذوق می کنن(یکیش خودم)به نظر شما حالا این جمله ای که من گفتم انگشته یا ماهه؟ |
|
عکس امام آره! ولی خانم دکتر این انگشت اشاره کردن امروزی مثل ماجراهای دوربین مخفی ها میمونه! سرکاریه |
|
واقعا من شيفته زيركي شما هستم در رساندن منظور به شيوه خاص خودتان، در موقعيت هاي مختلف اجتماعي.پايدار باشيد الهي. |
|
قضیه انگشتر و نامزد داشتن یا نداشتن طرف مقابل نیست که خدای ناکرده خانم احمدنیا |
|
اشاره جالب و زيركانه ايي خانم دكتر! واقعا منتظر پيرهن عثمون بودن كه گيرشون آمد! |
|
انگشت؟؟ كدوم انگشت؟؟ |
|
راستی من همینکه multiculturalism رو در اون کنفرانس دیدم یاد Charles Taylor افتادم، شاید صحبتش شد در کنفرانس. چون کتابی به همین اسم داره و راجع به اهمیت بازشناسایی همه شهروندان بطور یکسان توسط دولت دمکراتیک ، و نقشش در ساخته شدن هویت افراد حرف می زنه (من خفه کردم این بازشناسایی رو! خودم می دونم!). توضیح می ده که چطور بازشناسایی عمومی خصوصیتهای فرهنگی، باعث شکوفا شدن هویت افراد میشه و معتقده که دمکراسی باید چارچوبی باشه برای بازشناسایی تکثر فرهنگ ها و هویت ها. ببخشید که به مطلبتون ربط نداشت اخه اونجا کامنتدونی نداره. نه که من همیشه کامنت مربوط به متن می ذارم، بخاطر همین گفتم D: |
|
دقیقا همین طور است ! |
|
جونه عمم در گذشتم از انگشت!! نمي شه شما از اين پست بگذريد؟؟! |
|
یه ضرب العسل قدیمی میگه : فکر نان باش که خربزه آب است . |
|
سلام استاد، البته شنیدیم ولی راه حلش را نمیدونیم. باید چیکار کرد تا نگاه مردم به مسیر اشاره باشه نه نوک انگشت. البته خودمونیم در این هوای سرد! بهتره که ما هم تو نوک انگشت بمونیم ... |
|
حالا تازه كجاش رو ديديد؟ قراره اين انگشته رو بزارن رو ميز اقا قاضي مهربون. اونم كارد رو از توي پيش دستي بغل دستش برداره و خط كشش رو هم با اون يكي دستش برداره و بزار روي انگشت و علامت بزنه و بعد پيش دستي رو هل بده زير انگشت طرف و با دقت «خرپ خرپ خرپ» اضافه اش رو ببره.!!! |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو