پذيرش سايت > از زندگی > بی اعتنایی مدنی!
"وقتی دو نفر در خیابان از روبروی هم می گذرند، نگاه بسیار گذرایی با هم رد و بدل می کنند، و سپس نگاه خود را بر می گردانند و با اجتناب از نگریستن به یکدیگر از کنار هم می گذرند. آن ها با این کار، چیزی را به نمایش می گذارند که اروینگ گافمن "بی اعتنایی مدنی" civil inattention می نامد. از نظر گافمن، این بی اعتنایی چیزی است که ما در موقعیت های زیادی از یکدیگر انتظار داریم" (نقل از کتاب "جامعه شناسی" نوشته ی آنتونی گیدنز با همکاری کارن بردسال، ترجمه ی حسین چاوشیان، تهران نشر نی، 1386 ص 116).
این مفهوم "بی اعتنایی مدنی" رو از اولین باری که ضمن تدریس درس مبانی جامعه شناسی در کتاب گیدنز (ترجمه ی قبلی ش که توسط استادم آقای صبوری به انجام رسیده بود) باهاش آشنا شدم دوست داشتم. به نظرم یه جورایی نشاندهنده ی مدنیت یا متمدن شدن آدم هاست حالا چه این آدمها ساکن کشورهای در حال توسعه باشند چه ساکن کشورهای توسعه یافنه چون این روزها همه جور آدمی همه جای دنیا پیدا می شن! به نظرم هر چه آدم ها شهری تر می شوند، رعایت نکات ظریف در ارتباط شون با آدمهای دیگه بیش از پیش در رفتارشون متجلی می شه، و این رعایت حریم دیگران یکی از مهمترین نشانه هاشه. نمی دونم شما هم براتون اتفاق افتاده یا نه، اما هنگامی که در یک رستوران در خارج از کشور قرار گرفته باشین به راحتی می تونین تشخیص بدین که کدامیک از حاضرین در اون رستوران احتمال قوی "ایرانی" هستند. از کجا؟! از اونجا که فقط اونها هستند که به راحتی به خودشون اجازه می دهند به اطرافیان خودشون زل بزنند، بلند بلند صحبت کنند طوری که انگار تمام رستوران رو خریده اند، و اگر تشخیص بدهند که شما ایرانی هستید یه جوری بیان سراغ تون و ته و توی قضیه ی ایرانی بودن شما رو دربیارن! بعضی ها ممکنه اینجور "صمیمی بازی ها" رو جنبه ی مثبت تلقی کنن، اما این شکل رفتار، به نظرم زمانی جنبه ی مثبت پیدا می کنه ، که طرف از این موضوع استقبال کنه ، نه فرار !! به نظرم قبلاً هم به این گونه حریم شکنی های ایرانی ها اشاره کرده باشم یا به این که شاهد بوده ام که در میان بسیاری اقوام که می شناسم فقط ایرانی ها هستند که از روبرو شدن با هم حتی در غربت چندان دل خوشی ندارند :) در محیط های شهری کوچک در سطح جامعه ی خودمان هم، مردم از تداوم رفتار زندگی ماقبل شهری به شکلی که تمام رفتارهای رفت و آمدکنندگان ( اعم از آشنا و غریبه) زیرنظر گرفته می شود و نظارت دائمی بر آمد و شد و رفتارهای همسایگان برقرار است چندان دل خوشی ندارند.
گاهی در سطح دانشگاه هم با مواردی روبرو می شوم که افراد اعم از استاد یا دانشجو، حریم های دیگران را به رسمیت نمی شناسند. در کنترل رفتار خود، از کلام گرفته تا حرکات جسمانی، کدهای فرهنگی فضای دانشگاهی را رعایت نمی کنند. البته کجا می بایستی آموخته باشند ... که مثلاً در هنگام گفت و گوی میان دو انسان دانشگاهی قرار نیست دشنام بر زبان رانده شود، قرار نیست تحقیر صورت گیرد. قرار نیست لمس فیزیکی صورت گیرد.
به همین ترتیب است در سایر مراوادت. به خودمان اجازه ندهیم بیش از حد و حدودمان علی رغم میل و رغبت اطرافیان مان، وارد عرصه ی خصوصی و حریم دیگران شویم! این هنر نیست، زرنگی نیست، رفتار غیر متمدنانه است!
نظرات
|
True! |
|
سلام استاد متشکرم از نصیحتتان. اما... |
|
و چقدر اخمشان در هم میرود اگر خرده باری به آن ها التزام قشنگ و محترم بودن کلام رو یاداوری کنی... |
|
راستش رو بخواین من ازش بدم میاد یعنی باید نه زیاد بشه و نه کم ولی بازم ازش بدم میاد الان تو این مجتمعی که ما هستیم هیچکی هیچکی رو نمیشناسه و حتی مواقع رد شدن از هم حتی بهم سلام هم نمیکنیم و حتی بهم نگاه نمیکنم یعنی این متمدن شدن زیادیش با وجود نفرتی که ازش دارم خوب نیست و کمش هم متاسفانه خوب نیست یعنی این برای شما خوبه ولی برای ادم تنهایی مثل من اصلا خوب نیست ادم احساس کرختی میکنه و این خلی ازار دهنده است من الان خیلی کرختم یک مرد شدیدا کرخت!!! |
|
سلام خانم دکترمرسی که نوشتید. رعایت حریم خصوصی هر شخص و خانواده ضروری است ؛ولی خیلی از اوقات به بهانه رعایت حریم خصوصی انسانها از هم فاصله می گیرند و ادای متمدن شدن در می آورند چندی پیش در یکی از مناطق شهرمان پیرزنی 3روز بود که وفات کرده بود و هیچ کس خبر نداشت . |
|
I totally agree. And it raises question about the need to envision respectful and open self-discipline instead of layers of outside moral policing. Thank you. |
|
سلام استاد.من از دانشجوهاتون تو اکو بودم و اگه یادتون باشه دوست آقای تیموری(مترجم کتاب آقای صدری). یه سوال.من لیسانس مدیریت بیمه خوندم و الان تو یه پزوهشکده دولتی کارمندم(قراردادی).میخوام برای ارشد پژوهشگری بخونم. دلیلش هم اینه که به طور نیمه حرفهای موسیقی سنتی ایرانی کار میکنم و شنیدم میشه با خوندن پژوهشگری تو هر حوزهای که علاقه داشته باشم پژوهش انجام بدم:اقتصاد، موسیقی و...چون به هرحال کارم ممر درآمدم هست و باید حفظش کنم و موسیقی علاقه اصلیم. امکان داره راهنماییم کنین که آیا این رشته به دردم میخوره یا نه؟مرسی |
|
سلام دکتر! چه عجب. لطفا اقلا آدرس اون یکی وبلاگتون رو بدین که ازتون بی خبر نمونیم. (شوخی کردم. خواستم نمونه ای از اعتنای غیر مدنی! رو بهتون نشون بدم) با نظرتون موافقم. البته فکر می کنم (برخلاف برداشت پیام های بالا) که اصولا این موضوع هم مثل هر موضوع دیگه ای یه طیفی داره که توی یه حدودی از اون طیف به تعادل می رسه. مثلا اینکه ما می گیم بی اعتنایی مدنی نشونه ای از اعتقاد به حریم شخصی برای دیگران واحترام به حریم اونهاست، به این معنی نیست که اگه یکی کنار دستمون بمیره بهش توجه نکنیم که بگیم متمدنی. یا اینکه به همسایمون سلام ندیم. جان کلام این پست به نظر من اینه که: حد و حدودمون رو رعایت کنیم و عیلرغم میل و اجازه وارد حریم خصوصی دیگران نشیم. |
|
متاسفانه فرهنگ تجاوز به حریم خصوصی داره به شدت از بالا، تقویت می شه. |
|
سلام.من فکر می کنم وقتی در انتظار حرکت پشت چراغ قرمز هستیم ،نگاه به سرنشینان خودرو های بغلی مشمول همین مفهوم است.برایم پیش آمده است و بلافاصله نگاهم را برداشته ام . |
|
عالی بود. داشتیم نگران می شدیم ها! |
|
شیرین خانوم حریم شکنی های بی حد و اندازه حکومتی را به پای کدام مدنیت حساب کنیم؟حتی برای اتاق خوب هایمان دسنور العمل دارند |
|
خير سرمان مثلا خونگرميم. . . . |
|
سلام استاد نظر شما تا حدودی درسته یعنی منم باهاش موافقم ولی یه حدیث از پیامبر خوندم که مضمونش اینه که مسلمان باید از 40 همسایه اطراف خودش با خبر باشه.اما شاید الان ما همسایه بقل دستیمونم نشناسیم.توجیه این تناقض چی میتونه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
albate bola bola harf zadan ro bazad be khaili az melatha nesbat dad |
|
واقعاً بعضی مواقع این ادبیات ما سرشار از نکته های عبرت آموزیه که میشه راجع بهشون یک کتاب نوشت مثل این بیت: لوطی تو برو لقمه خود گاز بزن / کم پشت سر خلق خدا ساز بزن |
|
shoma az chizi naarahat shodid ke in posto neweshtid? /rastesho begid/ hatman baayad begid age nagid khodam mifhamam/man baaayad tah touye ghazeyyeh ro dar biaaram/ man mikhaam beheton komak konam.../doust nadrid?/ mage mishe?/man wel kon nistam/ aakhe maa iraani hastim yaeni noe doust/ hala doroste be kesi komake maali nemikonim/doroste ba mashine khaali mirim ama mardomo majani savar nemikonim/doroste tou edare arbabe rojoueo sar midonim/v hezaar kare dige..vali dar injaa mikhaam behet komak konam /be sharte aanke jiko pouke zendegito berizi rouye daayere/ besmellah... |
|
به نظر بنده به قول علما خلط مبحث شده ! کار کسی که با حرف یا عملش وارد حریم خصوصی دیگران می شه با کار کسی که سنگینی نگاهش رو حواله دیگری نمی کنه دو چیز متفاوته. اولی تجاوزه و دومی شاید بشه گفت رعایت نزاکت. من فکر می کنم اینی که گافمن می گه مال ادمهای قرن بیست جوامع پیشرفته است اما تجسس نکردن در زندگی دیگران یا دست نزدن به بدن کسی که این اجازه رو بهت نداده قرن هاست که ارزشه و سینه به سینه آموزش داده می شه. یادداشت شما رو که خوندم این به ذهنم اومد که در فرانسه فقط سگ و گربه ها هستند که حتی اگه ادم اجازه نده و بدش بیاد خودشون رو به ادم می مالند! آدمها - بجز اونهایی که بیماریهای خاص روانی دارند- وقتی ببینند کسی تمایل نداره کوچکترین تماس بدنی باهاش برقرار نمی کنند و چقدر دردناکه که «آدمها» خودشون رو تا حد حیوون پایین می ارن. |
|
I don’t know what kind of Iranians you have met; but I have never encountered such behavior. |
|
سلام خانم احمدنیای عزیز اول حرفتون در مورد بی اعتنایی مدنی صحبت کردین بعد در مورد افرادی که حریم دیگران را به رسمیت نمی شناسند. همان رعایت نکردن حریم دیگران که نشانه ی رفتار غیر متمدنانه است در حالی که به نظر شما بی اعتنایی مدنی؛ مدنیت یا متمدن شدن آدم هاست. (چقدر صریح!!) حال اگر من در خیابان یا تاکسی به شما نگاه کنم شما لحظاتی تحت کنترل من هستید و من به حریم خصوصی شما تجاوز می کنم. اما اگر شما برگردید و به من نگاه کنید؛ کی بازنده است؟ کی کنترل بیشتری بر دیگری دارد؟ نگاه خیره (Gaze) همواره یکطرفه نیست بلکه Gaze back توانمندی بیشتری تا خود Gaze دارد که اغلب وجه دوم را نادیده می گیریم. البته می شه این مساله رو در موارد دیگه مثل رفتار دیگران بست داد. امید به اینکه در زندگی روزانه و برخورد با دیگران به زمینه ها و موقعیت های مختلف توجه کرد. با احترام |
|
سلام استاد، کنترل کردن رفتار دیگران و وارد شدن به حریم خصوصی افراد در جوامع سنتی با همبستگی مکانیکی معمول است. جوامعی که در آن رفتارهای احساسی و سنتی نه عقلانی رواج دارد. فرد خود را مقید به رعایت حریم دیگران نمی داند. تمایل دارد از همه مسائل دیگران سر در بیاورد. پس این قبیل رفتارها در جوامعی رواج دارد که غیرشهری و نامتمدن است. ایران( تهران ) هم درست است که ظواهر زندگی شهری دارد ولی اگر دقت کنیم و به مولفه های عیرفیزیکی شرایط شهرنشینی توجه نماییم یک روستای بزرگ محسوب می شود! پس دور از انتظار نیست که افراد رفتار غیر متعهدانه داشته باشند و به خودشان اجازه دهند که در حریم خصوصی دیگران سرک بکشند. |
|
یک باغ پر از گل تقدیم به شما http://www.procreo.jp/labo/flower_g... ( وقتی به این آدرس رفتید روی صحفه سیاه کلیک کنید) |
|
جانا سخن از زبان ما میگویی! گرچه خودم نیز گرفتار همان خصایص برشمردهی شما هستم. اما: با یک استرالیایی مدتی هم آپارتمان بودیم و صبحها با هم پیاده راهی کلاس درس میشدیم. در طی راه به افرادی برمیخوردیم و من باو میگفتم که اینها ایرانیاند. یک روز با کمال تعجب پرسید که شما چطور اینقدر دقیق هموطن خویش را بدون اینکه تماسی با او برقرار کنید، تشخیص میدهید؟ من محال است به این شکل یک استرالیایی را بشناسم. |
|
سلام پیشنهاد میکنم این نوشته رو به دیوار توی قطار مترو نصب کنند. این حالت رو من شدیدا اونجا حس کردم! کوچکترین تکونی که بخوری کل واگن برمیگردن نگاهت می کنن چه برسه به اینکه مثلا دست بکنی توی کیفت یا کتاب در بیاری یا .... ! |
|
مطمئنم تو این مورد هم می تونیم درست باشیم اگه به اصل برگردیم |
|
این قوانین و ( قوانین میگم چون از ازل چنین قرار داد هایی تو فرهنگ جوامع نبود)کی شکل میده؟طبیعتا ما انسانها..کی اون ها رو بلا استفاده میذاره؟باز هم خود ما..اخلاقیات و چهارچوب های اجتماعی پرورش یافته ی ما انسانها هستند که خود ما هم نقضشون میکنیم..تمدن.. فرهنگ...آداب ..اینها همه قرار داد هایی هستند که ما ساختیم...قبایل ماسایی آفریقایی آیا بدون تمدنند؟با تعاریف ما از تمدن، بله...اما آیا شما هم شامل تعاریف آنها از تمدن و قبیله و قوائدش میشید؟ خوبه که در باورها و چهارچوبها، جایی هم برای تردید وجودداشته باشه. |
|
مسئله جالبی است ، که اصلا رعایت نمیشود. |
|
سلام
|
|
سلام ببخشید اما من اول فکر کردم شما فقط یک مورد خاص مد نظرتونه اما نظراتی که دوستان نوشتن که مصداق قوم مداری(قوم مداری:قضاوت کردن درباره ی فرهنگ های دیگر برمبنای مقایسه با فرهنگ خودی.یا حالا بیگانه که همون میشه./ص40 همون کتاب مورد اشاره) شاید حریم خصوصی بشه یک مسئله جهانشمول دانست که البته مصادق هاش همونجوری که گیدنز میگه فرق میکنه.(ص141همون کتاب)به هرحال این اکثریت مردم ما هستن با این خصوصیات مثلا شما اتوبوس های شرکت واحد درمسیر تهران پارس -ازادی نگاه کنید من بعضی وقت ها صورتم از فشار جمعیت میچسبه به شیشه تو هر ایستگاه سه نفر پیاده میشه به جاش شش نفر سوار میشه/ به هر حال این فرهنگ ماست که سالیان سال هم حفظ شده شایدم دلیلش تراکم جمعیت باشه. نمیدونم.؟!ببخشید |
|
سلام. فقط مي تونم بگم شرمنده. اين بار خيلي دير اومدم ولي يه مثل معروف مي گه دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن!! خوبيد شما؟ خوشيد؟ |
|
هیچ کس هم صحبت تنهایی که مرد نیست خانه ی من با خیابان ها چه فرقی میکند |
|
در اين خصوص ارتباط بين تمدن و بي اعتنائي مدني ظاهرا به گونه اي قابل لمس است. چند روز پيش در يكي از روستاهاي گيلان پياده روي ميكردم و از 8 رهگذري كه با من روبرو شدند هر 8 نفر با رويي خوش سلام كردند و در بدترين حالت با لفظ بفرمايي مختصر مرا به منزلشان دعوت كردند. و اين اطمينان وجود دارد كه در شرايط مشابه در خيابانهاي شهر زادگاهم نميتوانم چنين واكنشي را از رهگذران ببينم. من از علوم انساني كمتر اطلاعي دارم و رشته ام فني ست. دوست دارم بدانم تمدن در علم جامعه شناسي به چه معناست؟؟؟ |
|
خیلی خوب نوشتین گاهی فکر می کنم نکنه من حساس شدم به این دخالت ها و نگاه ها ولی به قول نویسندة وبلاگ آلوچه وقتی تو تاکسی یا جای عمومی دست میکنی توی کیف چنان همه بر می گردن به خودت شک می کنی انگار قراره نارنجک در بیاری! |
|
یاد شاملو افتادم گرچه خیلی شانس ارادتمندیشو نداشتم. میگفت اینکه شما آش غورباقه میپزید گناه ما چیست که حتی از دیدن اسمش توی منو بالا میاریم. حالا اگر ما این محبت و خونگرمی رو نخواهیم باید چکار کنیم؟ شما این را که دانشجو دستش را روی شانه استادش میزاره از خونگرمی ملت میدونید و استاد بدبخت میمونه بین تحمل رنج این حرکت یا تحمل رنج تذکر بدیهیات . میشود حواسمان به پیرزن همسایه باشد و همزمان دماغ را از زندگی دختر همسایه بیرون کشید. میتوان به شخصی که دستش را روی قلبش گذاشته خیره شد و حتی زیر بغلش را گرفت و بخودمان اجازه بدیم که حالش را بپرسیم ولی سرمان را توی مونیتور لبتاب بغل دستیمان نکنیم. نمی شود ؟ میشود با لحظه ای ایستادن و توجه به یک نوازنده ی خیابانی دلش رو شاد کرد و همزمان خلوت مردی را که تصنیفی را زمزمه میکند نشکست نمیشود ؟ مسئله اینجاست که ما فکر میکنیم که چون به تصور خودمان خوش قلبیم و نظر سوئی نداریم که بلکه حسن نیت هم داریم سرمون رو توی زندگی مردم کنیم غافل از اینکه حریم شخصی هر کس بسیار محترم است و شکستن حرمتش حرام. نفهمیدیم که دونستن خیلی چیزها نه تنها حق ما نیست که صلاح ما هم نیست . اما کمتر پیدا میشود زن و شوهری را یافت که حتی یک ذره فضای اختصاصی برای داشتن یک کوچولو زندگی شخصی شخصی بهم بدن . اصلن چه معنا داره که زن و شوهر چیزی رو از هم پنهان کنند؟!!! جالب اونجاست که هرچی فضاهای همدیگه رو تنگتر میکنیم حرصمون برای داشتن یک چیز اختصاصی اختصاصی بیشتر میشه چیزی مثله : یک راز، یک حصار، شیشه های مات ،پرده های ضخیم، یسورد روی موبایل ،تماسهای سری ،رابطه های سری ،و ... چرا اینهمه محتاج ریا کاری شدیم ؟ |
|
دوست عزیز اگر کامنت منو پابلیک کردین دوست دارم اینو هم پاپلیک کنید که با همه ی این حرفها من تمام ملتم رو با تمام وجودم دوست دارم. همینطوریشون رو هم. مرسی. |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو