پذيرش سايت > از زندگی > کنجکاوی های جامعه شناختی!

2 فوريه 2010

کنجکاوی های جامعه شناختی!

صحنه های ساده و روزمره ی زندگی افراد در اطراف ما چقدر توجه شما رو جلب می کنند؟ مثلاً پیش آمده که به شیوه ی لباس پوشیدن رانندگان تاکسی یا مسافرکش ها توجه کنید؟ به این که اسکناس هایی رو که از شما می گیرند در کجای اتومبیل شان نگهداری می کنند؟ یا این که چقدر به پاکیزگی وسیله ی نقلیه شان اهمیت می دهند؟ تزئینات یا تصاویر داخل اتومبیل شان چیست؟ یا این که وقتی مسافری سوار می شود چگونه به سلام او واکنش نشان می دهند یا با او گرم صحبت می شوند؟ یا این که عادت دارند به صدای رادیو گوش کنند یا موسیقی در اتومبیل شان به گوش برسد.

به رفتار مسافرین تاکسی ها چقدر توجه دارید؟ مثلا ً این که به هنگام سوار شدن سلام می گویند یا خیر، به هنگام نشستن در کنار دیگران خود را جمع و جور می کنند یا خیر، به موقع پول کرایه ی خود را آماده می کنند یا تازه به هنگام پیاده شدن یاد این می افتند که دست در جیب شان کنند. اگر شما هم متوجه ی این گونه مسائل بوده یا هستید کمی خیال من را راحت کرده اید که این فقط بیماری من نیست که به محیط اجتماعی خودم با کنجکاوی می نگرم :) البته اصلاً نگران نباشید، کسی متوجه ی این کنجکاوی های من نمی شود! من جزو آن دسته از افراد هستم که اصلاً خودم را هم نمی بینند چه برسد به نگاه کنجکاوم :)

پ.ن. لازم شد به کامنت خودم برای این پست هم مراجعه بفرمایید :)


نظرات


سعید برزگر

اتفاقن جالبه منم فکر می کردم خودم این بیماری رو دارم. اون سری داشتم فکر می کردم تو مترو یا اتوبوس مردم حاضرن هر چیزی رو تحمل کنن و از میله ها دل نمی کَنن، یا مثلن یکی چرا وقتی این همه صندلی خالیه، میره وسط اتوبوس وای میسه خیره میشه به بیرون! مطلب جالبی بود.



Dr.kermani

با سلام خدمت شما

امیدوارم حالتون خوب باشه یکی از خوانندگان وبتون هستم خوشحال میشم اگه با وبگاه سلامت ما تبادل لینک کنید. لینک شما در وبگاه ما ثبت شد اگه قابل دونستین لینک ما رو نیز ثبت کنید . موفق باشید http://www.kermani.blogfa.com/ ......................



مهتا

من خیلی توجه می کنم. اصلا همین چیزا بود که جامعه شناسی برام جذاب کرد



مسعود راستی

سلام اینها خرده فرهنگ نیستند؟که همه زندگی ما را تشکیل میدهند؟با همینها زندگی میکنیم.بقول بزرگی:مردم با تربیتشان(فرهنگشان)زندگی می کنند نه با علمشان.



رهگذز

شمانكته هاي جالبي راميخواهيد برجسته تر كنيد ولي احساس نمي كنيد كم كم با اين ديدگاه به تجسس در ديگران دريچه اي بازشود طبق مثال خودتان (به این که اسکناس هایی رو که از شما می گیرند در کجای اتومبیل شان نگهداري ميكنند). يامعتقدبه اين مطلب هستيد كه نوعي بهم خوردن تعادل درپيش است .



مرتضي

توجه ما اين روزها به خيلي از چيز ها جلب مي شود! يعني من الان يه جامعه شناسم؟!



رهگذر

خانم دكتر اگرتوجه كرده باشيد كه حتما متوجه بوده ايد صندوقهاي صدقه درهركجا چه دانشگاه وچه مراكز مذهبي ويا تفريحي ومعابرعمومي كه مشاهده ميشود مورداستقبال مردم قرارميگيرد ومردم درون آنها وجهي باتوجه به وسع خود مي اندازند ولي به همان اندازه ياكمي كمتر همان حوالي آدرس هاي ذكرشده صندوقهاي نظرات وپيشنهادات هم وجود دارد ولي كمتر مورداقبال مردم واقع شده است يعني اگر صندوقها را بازكنيم متوجه ميشويم كدام كمتر اجابت گرديده شما علت غفلت مردم را دراين موضوع چه مي بينيد وراه حل اين موضوع بزرگ در جامعه كه باعث پيشرفت ياحداقل بكارافتادن فكر مسئولين درحيطه كاري خود ميباشد درچيست ؟ اگر نظرشما اين باشد كه مردم از كودكي براي صدقه دادن آموزش ديده اند كه اين مطلب صحيح هم ميباشد چون با آموزه هاي دين ماهم مطابقت دارد. چرا درمورد نظروپيشنهاد اين آموزشها صورت نگرفته ؟ زمان اين آموزشها فرا نرسيده ؟يا رسيده واقبال عمومي كم بوده يا مسئولين عوض خواندن برگه هاي نظر وپيشنهادات ازآنها بعنوان دستمال كاغذي استفاده ميكنند .



تراموا

توجه کرده‌ایم



رضا

دوست گرامی شما تنها نیستید و این ویرووس (؟) را من هم دارم. اصطلاح علمیش چی میشه؟ (:



كيهان

nv,n fv alh درود بر شما مطالبتان در عين اينكه واقعيتهاي زندگي هستند ولي متاسفانه ما كمتر به آنها توجه مي كنيم مرسي براي ياد آوردي تكنيكي در تحقيق هست به اسم ديدن!! همه ما شچهايما مي بيند ولي بسياري از واقعيتها را كمتر متوجه مي شويم! شادين آرزوست.آمين



پامج

توقعات مسافرها بيشتر نظرم را به خود جلب مي‌كند و اينكه اكثرشان به هنگام سوار شدن و پياده شدن گمان مي‌كنند كه مالك خودرو اند.



مونا

واقعآ چرا اینجوریه؟! اینا بخاطر تفاوتهای فردیه یا محیطهای اجتماعی که افراد توشون جامعه پذیر میشن؟



masoud

ما همه فک میکنیم انا عمل



س

به قول آقای برزگر من هم فکر می کردم این بیماری نادری است که فقط من به ان مبتلا هستم ! البته شاید اگر سایرین هم در مورد این رفتارهای کوچک کمی دقیق تر می شدند انوقت در عملکردهایشان تغییراتی میدادند. مثلا آقایی که در تاکسی کنار یک خانم نشسته خودش را روی مبل راحتی خانه اش تصور نمی کرد یا راننده توی تاکسی اش تخمه نمیشکست یا بعضی ها نفسشان را با سر و صدا به کنار دستی هایشان حواله نمی دادند. از این دست رفتارهای اغلب آزار دهنده خیلی هست . فقط کمی توجه ما به احساس و واکنش اطرافیانمان به اصلاح انها کمک میکند



سیما

سلام منم همیشه به این نکته حواسم هست مخصوصا به عکسایی که مسافر کش ها توی ماشینشون استفاده میکنن بیشترشون عکس بچه هاشون یا خواننده ها رو میزارن حتی رفتار بعضی هاشون خیلی محترمانه است و خیلی جالبه



مینا اینانلو

سلام خانم دکتر اینانلو هستم جامعه شناسی همدان قبول شدم خوشحالم از اینکه همواره به نوشتن ادامه میدین وبلاگتون خیلی متنوع و جالب هست لطفا اگه میشه ادرس ایمیلتونو برام سند کنید برای پایان نامم احتیاج به راهنماییتون دارم



محمد

سلام استاد خوبید؟نظر هایی که من میدم هیچ وقت به موضوع شما ربطی نداره از این بابت عذرخواهی میکنم. این بار میخوام یه سایت براتون معرفی کنم . "عکس های دوست داشتنی " ، من که خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم لذت ببرید http://zahrahb.tumblr.com/



نسیم

سلام جالب بود. حالا به نظر شما یک آدم دقیق یعنی بیمار؟!



سوسن جعفری

من هم بیمارم پس! اصلاً این جامعه‌شناسی خیلی جیز است خانم دکتر! باور کنید!



شادی

ما از این یادداشت نتیجه می گیریم که جامعه شناسان عزیز که «بی اعتنایی مدنی» را تئوریزه و تدریس می کنند/چون به «خلوت» می روند آن کار دیگر می کنند D:



حسین

پس با این حساب خانم دکتر سرکارعالی تقریبآ همه اش سرکارین!



زرین

سلام مرسی که سر زدید



Mehdi

من به طوري غير ارادي خيلي توجه مي‌كنم. يعني اصولا سرم رو با همين چيزا گرم مي‌كنم تا به مقصد برسم. چطور؟ مهمِ حالا؟



میرزا

اوستا چلوکبابی ای آدم حسابی به به چه دوغ نابی عجب چلوکبابی کوبیده و برگ تازه چقدر خوب و با مزه تو بشقاب و تو دوری جلو گذاشتی فوری پول میگی پول ندارم الکی خوشم بیعارم به جاش برات میرقصم قربون ناز شستم از تو به مولا ممنونم خوبی نمودی میدونم منم به لطفت میخونم اوستا چلوکبابی



از زندگی

سلام خدمت دوستان! جالبه که این یادداشت کلی طرفدار پیدا کرده. البته که این گونه توجه ها در مورد بسیاری از ما آگاه یا ناآگاه رخ می ده اما در پاسخ به برخی دوستان باید بگویم تفاوت نگاه جامعه شناسان و افراد غیرجامعه شناسی شاید در این باشه که جامعه شناسان برداشت های دیگری از مشاهده ی این صحنه ها به عمل می آورند. مثلاً ما به الگوهای رفتاری آدم ها توجه می کنیم و نشانه های "هویتی" یا تعلق طبقاتی، یا امثال اون رو در این فضاها تشخیص می دهیم و از آنها تا حدودی در ذهن مون، در تایید و یا رد نظریه ها و فرضیه پردازی هایی که مطالعه می کنیم استفاده می کنیم و یا حتی به ایده های جدید یا فرضیه هایی دست پیدا می کنیم. ذهن یک جامعه شناس باید دائم فعال باشه و در هر فضای جمعی به نشانه ها و روابط اجتماعی و تعاملاتی که بین افراد و گروهها برقرار می شه حساس باشه. درواقع به تحول نشانه ها و ارزش ها و رفتارها و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، از گذر همین مشاهدات روزمره می پردازه. به یادداشتی که امروز در وبلاگ "فتراق" (توی لینکدونی گذاشتمش) گذاشته شده که به فضای تاکسی با دیدی از زاویه ی مطالعات فرهنگی توجه شده مراجعه کنید تا ببینید همین فضای تاکسی چگونه از منظر مطالعه ی حوزه ی ارتباطات و "رسانه" مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. البته نگاه یک فرد غیر متخصص ممکن است بنا به کنجکاوی های شخصی باشه و یک متخصص بنا به علائق تحقیقاتی متناسب با رشته ی علمی خودش. در رشته های علوم طبیعی هم نگاه کنجکاو عالمان و متخصصان باعث پیشرفت می شود! متاسفم که معمولاً کمتر فرصت پاسخگویی به کامنت دوستان گرامی را در وبلاگ پیدا می کنم اما اینروزها که دسترسی به جی میل میسر نیست فرصت خوبی برای پاسخگویی به کامنت ها برایم فراهم آمد. سلامت باشید!



میرزا

جواب کامنت قشنگ من رو هم میدادی خب. :)



alone

شاید یه زمانی کمی توجه میکردم ولی الان از بس درگیری ذهنی دارم گاهی یادم میره کجا میرفتم!



نقاش ساده لوح

ما همه این توجه رو داریم بعضی وقتها ناراحت میشیم بعضی وقتها هم خوشحال ولی بیشتر ناراحت میشیم



شادی

مرسی از جوابتان. تمام فرمایشاتتان در مطرح کردن فرق جامعه شناسان و غیر متخصصین در توجه کردن به محیط اطراف متین و منطقی، اما من فکر می کنم درست است که جامعه شناسان با غیر متخصصین در مساله تحقیق و فرضیه و نتایج، همانطور که شما توضیح دادید فرق می کنند، اما «روش» کماکان یکی است! همان روشی که می تواند آزار دهنده باشد. البته من نمی خواهم بگویم که جامعه شناسان چون اهداف خودشان را شریف می دانند و مال بقیه را نه، به خودشان اجازه زیر نظر گرفتن مردم را می دهند و بعد تئوری می سازند و همین کار را برای دیگران غیرمتمدنانه می دانند! چون به هر حال چاره ای غیر از این ندارند و مشاهده جامعه بخشی از فهم آن است. اما خب اگر این کار غیرمتمدنانه است گمانم از جمله به این دلیل است کسی که زیر نظر گرفته می شود یا نگاه کرده می شود به احتمال زیاد معذب می شود و به این کاری ندارد که چه هدفی پشت آن است و اصلا چه می داند این فرد محقق است یا فضول :)



از زندگی

بله خانم شادی. شما راست می گویید :)



پولادگر

به شدت. فکر کنم همه دارند. طرز رفتار خانم ها وقتی کنار مردها می نشینند. فحش های راننده تاکسی به بقیه راننده ها. میله پشت صندلی.سردنده..



مرتضي

يعني مي شه جي ميل يه كم بيشتر خراب بشه!!؟؟!



سيما مهذب حسينيان

سهم من

من سهم خود را می خواهم.

آنچه از من به خاطر زن بودن،

دریغ شده.

من برای گرفتن آنچه که شایسته آن ام،

نمی جنگم،

زیرا جنگ رسم من نیست.

رسم من دوست داشتن است و عاشقی،

که خالق رسمی دیگر را برایم شایسته ندید.

آری من زنم.

در آسمان بهشت را زیر پایم می بینند.

و در زمین سندش را می خواهند.

سهم من نه در شرق است و نه در غرب

در غرب بنام آزادی، دریغ می شود.

و در شرق بنام آیین.

سهم من کجاست؟

اینک می دانم و می خواهم.

آنچه را که زمانی به خاطر ندانستن،

از من دریغ شده.

اکنون دانستن و خواستن حق من است.

اما سهم من هنوز در آسمان است.

من سهم خود را از زمین نیز می خواهم.



میثم

چه دلی دارید سرکار خانم دکتر. کتاب بوبن می خوانید و تحلیل جامعه شناسی می کنید . این روزها چه دل سنگی دارید خانم همیشه مهربان!



حبیب زاده

سلام استاد، من هم به این کارها البته نه به اندازه دوستان بالا توجه می کنم. اتفاقاً بعد از چند سال زندگی در تهران به رشت اومدم. برخی از الگوهای رفتاری تو رشت برام خیلی جالب بود. که در اینجا به الگوهای رفتاری مردم تو تاکسی اشاره می کنم 1- خیلی از شهروندان رشت موقع سوار شدن به تاکسی، پولشونو به راننده می دن نه موقع پیاده شدن. 2-مسیرهای خیلی کمو هم سوار ماشین می شن.3- کرایه تاکسی تو رشت کمه 4- خیلی کم سوار اتوبوس شرکت واحد می شن. ممکنه علتش دیروقت اومدن اتوبوس و پایین بودن کرایه تاکسی. 5-برخی افراد بقیه پولشونو از راننده نمیگیرن که این امر را تو تهران در مدت 7 -8 سالی که بودم، ندیدم.







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر