پذيرش سايت > از زندگی > تجدید نظر در رابطه!

7 فوريه 2010

تجدید نظر در رابطه!

برخی از ارتباطات ما در دنیای واقعی اتفاق می افتد و برخی در دنیای مجازی. گاهی دوست داریم ارتباط دنیای مجازی مان به ارتباط دنیای واقعی هم مبدل شود و گاه برعکس؛ بنا به شرایطی جدید، تلاش می کنیم رابطه ای که در دنیای واقعی شکل گرفته به رابطه ای مجازی بدل شود یا اصلاً از میان برود. دنیای مجازی، امتیازاتی برای افراد فراهم می کند مثلاً این که تنظیم رابطه ی اجتماعی راحت تر از دنیای واقعی صورت می گیرد. گاه نیاز به این دارید که در رابطه تان فاصله ی بیشتری ایجاد شود. بنابر این ممکن است بلافاصله به ایمیلی که برای تان امده پاسخ ندهید. ایمیل ها را می توان هر گاه که مناسب تر تشخیص می دهید یا سر فرصت پاسخ بگویید. پاسخ دادن به کامنت ها هم همین وضع را دارد. گاهی نمی توانید و گاهی نمی خواهید به کامنتی پاسخ بدهید. در فضای واقعی ایجاد فاصله دشوارتر است. شما گاه در شرایطی قرار می گیرید که با فردی که مایل به ملاقاتش نیستید عملاً روبرو می شوید. چاره را در این می یابید که یا سرد با او برخورد کنید یا به هنگام مواجهه، مسیر تان را عوض کنید. در مقابل تماس های تلفنی مکرر فردی که مایل به گفت و گو با او نیستید چه می کنید؟ به نظر من در یک رابطه ی متقابل ضرورت دارد که افراد به حق طرف مقابل در انتخاب عدم تداوم رابطه احترام بگذارند. برای خود من شرایطی پیش آمده که مثلاً از روبرو شدن با طرف مقابلم احتراز کرده ام برای این که ترجیح می داده ام سکوت کنم تا این که به هنگام مواجهه سخنان ناخوشایندی بین ما رد و بدل شود. یا لااقل این حق را برای خودم قائل شوم که در زمانی که مناسب تر تشخیص می داده ام به گفت و گو بنشینم. در اینصورت اصرار و ابرام غیر متعارف فرد مقابل برای برقراری ارتباط ناخواسته نتیجه ای جز احساس ناخوشایند در من به بار نمی آورد. مثل این است که کسی بیاید در خانه ام را مکرراً بکوبد و از جا بکند به عنوان این که انتظار دارد هر گاه که او مایل است در چارچوب در حاضر شوم و او را بپذیرم! تمایل به گفت و گو باید متقابل باشد! انسان ها حریم دارند. حریم شان را پاس داریم. این نظر من است شاید دیگران نپسندند. من اصراری به قبولاندن آن ندارم!


نظرات


مسعود

من به شخصه ترجیح می دهم رابطه های مجازی مجازی باقی بمانند. چون وقتی یک رابطه ی مجازی بوجود می آید، اغلب این فرصت را داریم که شاید بیش از حد خوش بینانه به طرف مقابل نگاه کنیم و معمولا با تبدیل شدن این رابطه به یک رابطه ی واقعی بعضی وقت ها اشتباه بودن حدس و گمان هایمان درباره ی طرف مقابل زیاد خوشایند مان نیست.



قلم

سلام استاد مطلب خوبی بود.موفق باشید.



مهتا

من فکر می کنم اصل و اساس رابطه های مجازی با واقعی فرق داره و ازوما نباید به رابطه ها واقعی منتهی بشه. ولی اگه مدت زمان این رابطه ها طولانی بشه هم چون ابتدای رابطه ، رابطه با اندیشه ها و تفکرات شخص بود میتونه جالب باشه.. ولی الزام آور نیست



رود راوی

بادبان قلمم را بالا می کشم و می گویم هم این و هم آن.یعنی یه چیزی بین این دوتا که اصلا یه جورایی معلوم نیست چی هست!اما خوبیش اینه که هیچ کسی رو دفع نمی کنه!دنیای مجازی این امکان رو به آدم می ده که در زمان نچندان زیادی آدمایی رو که دوست داره پیدا کنه!در مورد اینکه آدم در دنیای مجازی کمتر مجبور به تحمل دوستی هاست و یا اینکه می تونه خیلی راحت یه ارتباط رو کش دار کنه یا برعکس قیچیش کنه باهاتون موافقم.اما خب دنیای واقعی هم واسه ی خودش عالمیه!گاهی یک اشتباه یا یک برخورد خیلی ساده می تونه پایه گذار یه دوستی خیلی عمیقتر باشه.یه دوستی که گاه چیزی فراتر از یک رفاقت ساده است.اما همین که دنیای مجازی بوجود اومده و توی اون این رابطه ها هست خودش می تونه یک دلیل قانع کننده باشه که دنیای واقعی نتونسته و نمی تونه تمام اون چیزی رو که ما از دوستی ها و روابطمون می خوایم رو برامون فراهم کنه! مهم اینه که اینا رو جایگزین هم نکنیم.هر کدوم یه سهمی دارن که اصلا به این راحتی ها قابل انتقال به بقیه نیست!



حبیب زاده

سلام استاد، در زندگی کنونی رابطه مجازی بخشی از زندگی است و روز به روز گسترش پیدا میکنه و بر جنبه های مختلف زندگی تاثیر می گذاره. در واقع دنیای مجازی یک واقعیت است و لازم است زندگی جدید را با آن هماهنگ کرد. نه می شود نادیده گرفت و نه می شود غفلت کرد. اتفاقاً یکی از همکلاسیهای ما از طریق چت با یه خانمی از استان دیگه ای آشنا شد و این آشنایی کمتر از یک هفته به دوستی و کمتر از یک ماه به ازدواج ختم به خیر شد. الان هم زندگی خوبی دارن. زین پس شاهد ازدواجهای زیادی از این نوع خواهیم بود! اما در مورد نوشته استاد احمدنیا؛ نظر شما کاملا مورد قبول است و من هم تجربه زیادی از این نوع داشتم.



مرتضي

من پرسپوليس رو بيشتر از پاس دوست دارم!! مي گم اگر مي شه جاي پاس يه كلمه ديگه به كار ببريد!!

پ.ن:
- من اعتراض دارم استاد به اين پستتون. اگر قرار باشه اينطوري باشه پس تكليف ما خبرنگاراي بدبخت كه همه اش بايد مصاحبه بگيريم چي مي شه؟؟؟!



حسین

در دایرهء قسمت، ما نقطهء تسلیمیم/لطف آنچه تو بنمائی، حکم آنچه تو فرمائی



رهگذر

البته كه شما درست ميگوييد ولي بارعايت كردن حقوق ديگران يعني فرهنگ سازي ميتوانيم باكمال آرامش به اين قضايا نگاه كنيم .البته اكثر وسايل طراحي شده توسط غربي ها ويا كساني كه هم دين ومذهب ما نيستند نمي تواند براي مصارف عقيدتي ما بكار برود مثلا شايد همسري برنتابد كه شوهرش رابطه مجازي حتي درحيطه كاري هم با يك خانم ديگر داشته باشد چه برسد به چارچوب و غيره



عندلیبان

وقتی از نگاه خودمون به این موضوع فکر می کنیم خیلی معقوله ولی وقتی طرف مقابل به خاطر این تاخیر ما مجبوره در حالت استندبای بمونه داستان فرق می کنه. اگه استندبای مونده باشید، حتماً حرفمو خوب حس می کنید. البته شایدم از اون دسته آدمایی باشید که بیشتر دوست دارید دیگران رو استندبای بذارید!







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر